دیدم جام خیلی تو وبلاگ خالیه دلم نیومد حالا که دم امتحاناتونه دست تنهاتون بذارم. آخرین متدهای روز جهان در زمینه ی نحوه ی محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد (برگه ی امتحان) که بچه های مهندسی صنایع پیام نور اصفهان ارائه کردن می ذارم:

این جفنگیات مرسوم که در برگه ی امتحان مینویسند و از بیماری مادر تا اینکه اگر این درس را نمره نیاورم مشروطم میشوم و … هم، خیلی خز شده و هم، حتی یک بچه ی ۵ ساله باور نمیکند؛ چه برسد به یک دکتر! کمی نوآوری و خلاقیت داشته باشید. جناب استاد به اندازه ی کافی خودش مشکلات و بدبختی دارد، دیگر نیاز نیست شما با آن خط زیبای منحصر به فردتان یک صفحه ی آچار برایش از مشکلاتتان بگویید. حالا باز ای کاش فقط یک نفر چنین خزعبلاتی می نوشت. یکهو می بینی از ۳۰ نفر دانشجو، بیست و هشت نفر عینا نوشته اند که اگر این درس را نمره نگیریم مشروطیم و مادرمان مریض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار این مشکلات را هم از روی دیگر تقلب کرده اند.

روشی پلید
یک درس ساده ای بود که من بنا به دلایلی نتوانسته بودم اصلا این درس را بخوانم و با ذهن کاملا خالی سر جلسه امتحان رفتم. نیم ساعتی نشستم و دیدم هیچکدام از این سوالات حتی برایم آشنا هم نیست. یک جمله در پایان برگه نوشتم و برگه را تحویل دادم:
«در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه ی امتحان از سوی دیگر دانشجویان شاهد بودم از دادن این امتحان خودداری کرده و نمرهی صفر را به بیستِ با تقلب ترجیح میدهم.»
نمره ی الف کلاس را گرفتم! خدایا مرا ببخش

صم بکم عمى فهم لایعقلون
بقیه را حتما در ادامه مطلب بخوانید.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انجمن علمی در جمعه ششم خرداد 1390 و ساعت 10:37 |

بچه های وبلاگ دلسوختگان پیام نور تو وبلاگشون یه سوال مطرح کردند:

 

استاد الان چه کار میکنه؟

 

 دلسوزی برای دانشجویان و همدردی با ایشان

یادگیری درس جدید برای تدریس و ......

یادگیری دروس ترم قبلی و برطرف کردن اشکالات این ترم (؟)

فکر کردن به اینکه کدوم دانشجو سر کلاس اذیتش کرده الان جبران کنه

یا اینکه نه :

در سواحل مرجانی به تفریح میپردازند

مشغول ساختمان سازی در شمال کشور

 مشغول مذاکره با دانشگاه های خارجی

 رسیدگی به زن و فرزندان

تو فکر یه سقفه

....

حالا به نظر شما دانشجوهادارند چی کار می کنند؟

 

درس می خونن

در حال نوشتن معلوماتشون روی برگه هایی در ابعاد میکرومتری هستند

در حال نوشتن معلوماتشون روی کف پا، پس کله، پشت گوش و...

در حال وارد کردن فرمول ها در ماشین حساب مهندسی

وبلاگ گردی می کنند (موقع امتحانا؟؟؟، استغفر الله، تو که الان داری درس می خونی)

....

حالا که بحث تقلب شد... یه سوالی برام پیش اومده:

چه طوری می شه یک نفر بتونه به تمام بچه هایی که تو یه سالن امتحان می دن تقلب رسونده باشه؟ بعد از یکی از امتحانا فهمیدم که بعضیا چه مهارت هایی دارند!

یه موضوع جالب هم اینکه یکی را تو یکی از امتحانات به جرم اینکه چرک نویسشو با دوستش عوض کرده گرفته بودن مونده بود چطوری اینو فهمیدن اما دوستشو نگرفتن، نگو بنده خداها رنگ خودکاراشون باهم فرق داشته

+ نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه بیست و یکم دی 1389 و ساعت 17:3 |

ذکر احوال شیخنا و استادنا هامونی 

 . . .

آن گوینده سخنان عجیب                       آن باعث مراجعه دانشجویان به طبیب

آن معذب از دست هشتاد و پنجی ها                         آن مقاوم در برابر نظر سنجی ها

آن مخزن اسرار نهان                            آن استاد ارزیابی کار و زمان . . .

 

  توضیح ضروری : هرگونه تشابه اسمی بین شخصیت های این نوشته و محیط خارجی تصادفی بوده و از

 همین الان همه چیز تکذیب می شود.

به نام خدا

به گفته یکی از مسئولین محلی بوشهر که نمی خواست نامش فاش شود، چند روز قبل یک ماهیگیر بوشهری در ساحل یکی از مناطق دور افتاده ، بطری ای حاوی دو کاغذ لوله شده و مقداری سکه پیدا کرد. که با توجه به نظر کارشناسان مشخص شد این سکه ها متعلق به قرن هفتم و هشتم و زمان حکومت     آق قویونلوها می باشد.

از اینرو این دو کاغذ به عنوان سند تاریخی در اختیار عموم قرار می گیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه سی ام شهریور 1389 و ساعت 1:30 |

با سلام خدمت همه مراجعان و مراجعات محترم !

در راستاي اينكه به نظر مياد نوشتن هر مطلبي با جبهه گيري هاي زيادي مواجه مي شود و دوستان محترم در قسمت نظرات بطور كامل از خجالت هم در مي آيند و سعي مي كنند دنياي هم را به آخرت يزيد تبديل كنند ، فقط امكان قرار دادن پست هاي طنز ، خنثي و يا درسي وجود دارد .

البته خدا را شكر كه اين جدل ها در فضاي مجازي و در بيشتر مواقع با اسامي مستعار صورت مي گيرد و كسي كسي را نمي شناسد. وگرنه مانند عصر يخبندان دوم زمين شناسي  يا دوران پارينه سنگي و يا متاسفانه بعضي از روزهاي معاصر ، بايد مي ديديم كه بعضي ها با چوبهاي كلفت و درازي كه براي خلال دندان آورده اند  به جان هم مي افتادند و يا براي آگاه كردن طرف مقابل از آجر و تير آهن نمره 32 استفاده مي كردند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه پنجم بهمن 1388 و ساعت 15:20 |
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین در ادامه مطلب


به نظر شما بهترین لحظه ی زندگی کدوم لحظه است ؟

چارلی چاپلین میگه وقتی دنیا ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشون میده٬
تو ۱۰۰۰دلیل برای خندیدن به اون نشون بده!

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی منوچهری در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388 و ساعت 22:59 |

اینم برای رفع خستگی امتحانات و خالی نبودن عریضه

+ نوشته شده توسط مدیریت در شنبه نوزدهم دی 1388 و ساعت 17:21 |
 

تجربه خیلی مهمه !!!

 

+ نوشته شده توسط مدیریت در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 و ساعت 20:34 |
شعری طنز اندر کشک بودن علم مدیریت !
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 20:17 |
 

هشتاد نود سالي قبل در تهران و در محله درخونگاه يک جاهل سياسي بود به نام آق منصور رباطي !


مداح بود و به خود لقب داده بود حق نظر. در دوره صدارت وثوق الدوله، به جرم بدگوئي و گردن کشي يک چند گرفتار شد و نزديک بود به سرنوشت ديگر ياغي هاي زمان مبتلا شود، اما بعد از آن سوراخ دعا را يافت و مداحان را گرد خود آورد. خدمت بزرگان مي کرد و براي خودش دستگاهي به هم زده بود. جهال هم از او حساب مي بردند به حساب آن که لولهنگش آب بر مي داشت، از دستگاه سردار سپه ميرآبي برزن درخونگاه را گرفته بود.
زندگيش راه مي رفت و زندگي نوچه ها و لات و لوطي هايش تامين مي شد. ولي عددي نبود، قد و قواره اي نداشت، پهلواني نکرده بود، فقط مي گفتند به فکر مردم است که ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 13:50 |
مسئولان آموزش و پرورش ژاپن به تازگي واحد درسي جديدي را با عنوان واحد خنده براي دانش آموزان اجباري کرده اند .
به گزارش شبکه پنج تلويزيون فرانسه، در کلاس درس اين واحد ، آموزگاران به دانش آموزان نحوه خنديدن و لبخند زدن را مي آموزند.
يک آموزگار مي گويد امروزه جوانان صحبت کردن در مقابل يکديگر را فراموش کرده اند و به همين علت ما بايد به آنان استفاده از صورت را براي برقراري ارتباط دوباره به آنها بياموزيم.
يک دانش آموز مي گويد مايلم بتوانم لبخند مليحي بزنم به طوري که ديگران بگويند لبخند زيبايي دارم و ببينم چه واکنشي اين لبخند به همراه خواهد داشت.
علت اصلي از دست رفتن ارتباطهاي ميميک و چهره اي جوانان در ژاپن استفاده فزاينده از تلفن همراه عنوان شده است.
يک روان شناس مي گويد جوانان ژاپني امروزه بيشتر ازطريق پيامک و نمادها به هم لبخند مي زنند و بدنشان بي حرکت مي ماند ، که در آينده مشکلاتي براي بيان احساساتشان پيدا مي کنند.

منبع : جام جم

+ نوشته شده توسط زهرا شکراللهى در جمعه شانزدهم مرداد 1388 و ساعت 20:39 |

با عرض سلام خدمت حضار محترم.

حتما می دونید که انتخابات نزدیک است و نامزدها دارن خودشون را معرفی می کنند. البته ما می خواستیم انتخابات انجمن علمی را کمی دیرتر برگزار کنیم اما از قضا از شانس بد ما انتخابات ریاست جمهوری هم مقارن شد با انتخابات ما و به ناچار ما مجبور شدیم انتخاباتمون را کمی زودتر برگزار کنیم تا شما کاندیداها را با هم اشتباه نگیرید.

مثلا یک دفعه نبینیم که از صندوق انتخابات انجمن علمی اسم آقای کروبی، یا مثلا آقای میر حسین موسوی در بیاد. حتما تا اینجا به اهمیت انتخابات پی بردید.

من حالا با شما حرفهایی دارم.

انتخابات این دفعه با انتخابات دفعه ی قبل فرق می کنه، ما این بار می خوایم کاری بکنیم کارستون (شعار های تو خالی پوشالی) البته حتما می دونید که این کارها  بسیار سخت و اساسی و حساس است.

وظیفه ی ما نامزد شدن است و وظیفه ی شما رای دادن، ولی...

اگر ما آمدیم و شما نیامدید چه؟

یواش می گم کسی نشنوه، اگر شما آمدید و ما (ترسیدیم رای نیاوریم و) نیامدیم چه؟

خوب معلومه: هیچی؟ 

ما می آییم. البته مدتهاست که آمده ایم. اصلا دقت کردید از وقتی ما آمده ایم چقدر دانشگاه با روح شده. (قبلا هم گفته بودم که بچه های صنایع خیلی تاپند.)

امیدوارم حضور پر رنگ شما را در پای صندوقهای رای شاهد باشیم تا مشت محکمی باشد بر دهان دشمنان

لطفا نظرات خطرناک نگذارید که اون وقت یکی از مهم ترین کاندیداتون را از دست می دید

 

+ نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:38 |
 مطلب آموزنده ایه یه کم حوصله کنین و تا آخر بخونین

یکی از ملوک عجم را حکایت کنند که آب در هاون می کوبید و چاکران و خادمان نیز بدین کار گمارده که این بیزینس است و باید که هرچه محکمتر کوفتن. پس قاسم بر این حال وقوف یافت. پیش ملک شد و گفت ای ملک این من که قاسم باشم، علم تدبر آموخته ام و بهره وری و MBA و جای آن باشد که در بین غلامان و چاکران مرا نیز جایی نشانی از بهر مشاورت. گفت (ملک گفت) نیک باشد و ما را پندی ده. گفت از این آب کوفتن چه حاصل که نه ایزو باشد و نه جاست این تایم و نه شش سیگما و دست از این حرکت کوتاه کن. ملک گفت این سخن موافق حال من نگفتی که آن گواهینامه ایزو بر دیوار و آن EFQM بر طاقچه و آن استاندارد دم کوزه و الباقی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط زهرا شکراللهى در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 و ساعت 23:6 |

·    از شیطان پرسیدند: کدام طایفه را بهتر دوست داری؟ گفت: از دلالان! پرسیدند: چرا؟ شیطان گفت: من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم٬ ایشان سوگند دروغ را نیز به آن افزودند...

·  می گویند٬ موشی در مشک پنیری رفته و هر چه موشان به او می گفتند بیا برویم دنبال روزی٬ او برای اغفال سایرین می گفت من از دزدی توبه کرده ام٬ بگذارید آخر عمری در اینجا به عبادت مشغول باشم...

·  شخصی مریض بود٬ از او پرسیدند: چه دلت می خواهد بخوری؟ گفت: جگر حسود و زبان سخن چین و چشم رقیب!

·  وقتی ملا جامی این شعر را می خواند که:

     بسکه در جان فکار و چشم بیدارم توئی        هر چه پیدا می شود از دور پندارم توئی

  بی ادبی به او گفت: بلکه چهار پایی از دور پیدا شود؟! ملا گفت: باز پندارم توئی...

+ نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 0:9 |

سلام تازه دانشجو

از اوضاع و احوال دانشگاه پرسیده بودید. گفتم ضمن چندتا توصیه از اوضاع و احوالش بگم، ولی اگه نمی خوای نظر بدی اصلا نخونیش بهتره.

۱)      اگر دم سحر از خونه زدی بیرون و تا ساعت 8:30 به زحمت خودت را رساندی دم برد برنامه ی کلاسها و دیدی کلاست را رو برد نزدند زیاد منتظرتشکیل کلاست نشو چون: گر صبر کنی زیر پات علف سبز می شه.

۲)      اگر وارد دفتر یه کارشناس رشته شدی و دیدی قیافش از دست دانشجو ها این شکلی شده و دانشجوها هم این شکلی شدن وحشت نکن.

 کارشناس:  دانشجوها:

۳)      اگر ترم اول رفتی سر کلاس اندیشه نشستی و با جمعیت nصد نفری دانشجویان مواجه شدی و صندلی برای نشستن پیدا نکردی بفهم که همه مثل تو ترم اولیند.

۴)      اگر آخر ترم تو سایت زدن امتحان تشریحیه و سر جلسه با برگه ای شبیه برگه ی کنکور که عکست را توش زده بودند و الف، ب، ج، د داشت مواجه شدی دیگه به خودت زحمت پرسش نده بفهم که امتحان تستیه.

۵)      اگه بعد از امتحان شنگول و شاد اومدی بیرون، قیافت

 این شکلی بود و بعداز گرفتن نمرت قیافت این شکلی شد تعجب نکن.

۶)      اگر درس عملی ای را ترم 4 برداشتی و ترم 5 رفتی سر کلاس اصلا تعجب نکن.

۷)      در آخر هم تو رو با یه سری از سوالاتی که باید پاسخ بدی و جواباش آشنا می کنم.

مخاطب: خوب بگو ببینم بلاخره قبول شدی یا نه؟ تو(با افتخار): بَ-------له

مخاطب: کجا قبول شدی؟ تو: پیام نور قرچک ورامین

مخاطب:مجازیه دیگه؟

قیافه ی تو:

مخاطب: چه رشته ای؟ تو(با افتخار): صنایع

مخاطب:صنایع غذایی؟

تو(این شکلی ): نه مهندسی صنایع

مخاطب: چه گرایشی؟ در اینجا به اصلیت پیام نوریت اشاره می کنی و می گی: عمومی

(قیافه مخاطب )

 

حالا زیاد ناراحت نشو اوضاع اونقدرا هم که گفتم بد نیست. (قیافه ی من بعد از گفتن این جمله )

+ نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 و ساعت 16:34 |

قطع برق و گفتنی ها و شنیدنی ها و راهکارهای خلاقانه !!!

می خوام چند تا خبر و داستان و اینا ... و مهمتر از همه چند تا راهکار برای مقابله با این بلای نه چندان طبیعی رو برای دوستان بذارم تا اگه نخواستن استفاده کنن حداقل بخونن و خودشون تصمیم بگیرن !!بالاخره امسال سال نوآوری و شکوفاییه و ما مهندسین صنایع از اونجایی که شدیدا و ذاتا خلاق  تشریف داریم باید بتونیم چند تا راهکار جدید تو آستین داشته باشیم یا نه ؟؟؟ قبل از همه جدول زمانبندی این قضیه ( قطع برق ) رو به استحضار می رسانیم تا عزیزان استفاده کنند :


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 20:47 |
            این عکس سلف دانشگاه هاروارد فرق آنچنانی با سلف دانشگاه خودمون نداره،نه.

                

البته حالا زیاد ناراحت نشید، آخه این سلف دانشگاه شریف آمریکاست مسلما پیام نورشون سلف نداره.

+ نوشته شده توسط مدیریت در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 15:15 |

این روزها خیلی از دوستان رو می بینم که از اینکه دارن توی این دانشگاه درس می خونن حالا به هر دلیلی شاکی هستن و کلی آه و ناله می کنن . من می خوام یه چیزی به این دوستام بگم و اون اینه که چرا اینهمه گله و نفرین می کنید ؟؟؟ تازه باید کلی خدا رو شکر کنید !!!!! حتما الان می پرسید چزا ؟؟؟ می گم بهتون ...

البته قبل از اینکه بگم یه خبر فدیمی رو بخونید :

سوالات امتحاني دانشگاه پيام نور استانداردسازي مي‌شود

محمد حسيني در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس با تأكيد بر اين‌كه بانك سوال دانشگاه پيام نور در حال تكميل شدن است، افزود: طراحي بانك سوال دانشگاه پيام نور از دوره‌هاي قبل آغاز شده و همچنان فعاليت خود را ادامه مي‌دهد.
وي با بيان اين‌كه استاندارد سازي سوالات دانشگاه پيام نور مقوله بسيار مهمي است، گفت: امتحانات دانشگاه پيام نور به صورت سراسري برگزار مي‌شود و بايد در زمينه استانداردسازي و امنيت اين سوالات تدابير ويژه‌اي درنظر گرفت.

 

چه ربطی داشت ؟  "استاندارد" این مطلب مهمیه که من می خوام بهش اشاره کنم . بالاخره ما نمردیم و معنای دقیق استاندارد و استاندارد سازی و فهمیدیم . اون دوستایی که این ترم امتحان آمار داشتن بهتر می فهمن من چی میگم . البته فکر نمی کنم بقیه امتحانام خیلی از این چیزی که می گم فاصله داشته باشه . امتحان آمار با اون 40 تا سوال تستی که داشت بیشتر شبیه به ادبیات بود تا آمار!!! ؟ آخه کجای دنیا امتحان آمار سوالاتی از متن کتاب داره ؟ سوالاتی که به هیچ وجه جنبه محاسباتی ندارن . سوالایی که با هیچ فرمولی قابل حل  شدن نیستن ... حتی همین تستی بودن سوال مشکل داره ترم های قبلی همیشه امتحان به صورت تستی – تشریحی برگزار شده حالا چی شده که این ترم تصمیم گرفتن تمام تستی باشه جای کلی بحث داره .

ساعت برگزاری امتحان هم که دیگه نور علی نوری  در این دانشگاه پیام نور ( ای که نور به ... ) آخه ساعت 4:30 تا 6 بعد از ظهر زمان مناسبیه برای یه همچین امتحانی ؟؟؟

نتیجه گیری : باید خدارو شکر کنید دوستان چون (( 1.دارین توی یه جایی درس می خونید که همه چیز استاندارد داره " سوالای امتحان ، ساعت برگزاری امتحان ، کیفیت آموزش ، کمیت دانشجوها و ...

2. معنی خیلی از چیز هایی رو که قبلا بلد نبودین یا اشتباه یاد گرفته بودید رو دارین درست یاد می گیرین مثل استاندارد ، اطلاع رسانی ،  امتحان ، حقوق دانشجویی و ....

3. مهمتر از همه اینکه یه رییس دانشگاه دارین که حتما مثل قبلی به مشکلات رسیدگی می کنه و همه اونارو حل می کنه تازه کلی هم خلاق و برای دلداری شما دوستان حتما چند بیت شعر جدید هم میگه !!! ))

خلاصه که سعی کنید زیاد آه و ناله نکنید و سعی کنید همین جوری الکی خوش باشین که میگن :

(( آن چیز که به جایی نرسد البته فریاد است )) که کسی به دادتون نمی رسه .

+ نوشته شده توسط مدیریت در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 1:17 |

اقتصاد مهندسی (چند ماه قبل از امتحان):تمام تستی    

(2اقتصاد مهندسی(۱ هفته قبل از امتحان):تمام تشریحی

(3اقتصاد مهندسی(هنگام امتحان):تستی-تشریحی

با توجه به نکته بالا به سوال زیر تر پاسخ دهید:

 (1استاتیک(چند ماه قبل از امتحان):تمام تشریحی               

(2استاتیک(۱ هفته قبل از امتحان):تمام تستی)                            

سوال: استاتیک(هنگام امتحان):؟؟؟(حدس بزنید استاتیک امتحانش چه جوریه؟)

+ نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 23:24 |

 

سه تای دیگه هم هست...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 18:1 |

 

شهر فرنگ ساختار سازمانی

روی ادمه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:49 |

 

معرفی رشته های دانشگاهی(طنز)

واقعا بی انصافید اگه نظر ندید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:28 |

تدریس در کلاس انواع و اقسام مختلفی داره

این هم یک نوعشه !!!!!! می پسندید؟

+ نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:22 |

مهندسي و مديريت

 

مردي که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به ياد آورد قرار مهمّي دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردي که روي زمين بود پرسيد:

"ببخشيد آقا ؛ من قرار مهمّي دارم ، ممکنه به من بگوييد کجا هستم تا ببينم   به موقع به قرارم مي رسم يا نه؟"

مرد روي زمين : "بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متري در طول جغرافيايي "۱٨'۲۴۸۷ و عرض جغرافيايي "۴۱'۲۱۳۷ هستيد."

مرد بالن سوار : " شما بايد مهندس باشيد."

مرد روي زمين : "بله، از کجا فهميديد؟؟"

مرد بالن سوار : " چون اطلاعاتي که شما به من داديد اگر چه کاملا ً دقيق بود به درد من نمي خورد و من هنوز نمي دانم کجا هستم و به موقع به قرارم مي رسم يا نه؟"

مرد روي زمين : " شما بايد مدير باشيد. "

مرد بالن سوار : " بله، از کجا فهميديد؟؟؟"

مرد روي زمين : " چون شما نمي دانيد کجا هستيد و به کجا ميخواهيد برويد. قولي داده ايد و نمي دانيد چگونه به آن عمل کنيد و انتظار داريد مسئوليت آن را ديگران بپذيرند.

 واقعيت اين است که شما هنوز در موقعيت قبلي  هستيد ؛ هر چند ممکن است من در بيان موقعيت شما چند ميليمتر خطا داشته باشم!"

 

منبع: یک وبلاگ کاملاً بی کلاس (جدی می گم اسم وبلاگشون همینه)

+ نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 1:27 |

الگوریتم حل مشکلات(یا به قول استاد کارور شکلات)

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 21:41 |

اگه می خوای ببینی خر کيف يعنی چی ؟!

 

رو ادامه ی مطلب کلیک کن


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 11:19 |

سلام علیکم و رحمت الله. اوضاع درس و مشقتان چطوره؟ به مراد است یا نه؟

عرضم به حضور شما دوستان عزیز؛
یکی از خواص شب امتحان و کلا فصل خطیر امتحانات این است که خیال پردازیهای ذهن آدمی گل می کنه. مخصوصا اگه درسهای اون ترم رو خوب نخونده باشید. مطمئنم شما هم تجربیات ملسی در این مورد دارید. پس یکی از ماجراهای سوخاری شدن دانشجو تو شب امتحان را بخوانید و به جان ما دعا، باشد که چراغ راه آیندگان قرار گیرد.

                           

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 19:34 |

 ·   اصولا آدما 3 دسته هستند: دسته اول، دسته دوم، و از همه مهمتر دسته سوم !

·    سوال روان شناسي: با جواب دادن به اين سوال ميتوانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه! سوال:افسرده هستيد    

     يا نه؟

 

+ نوشته شده توسط مدیریت در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 1:22 |

قوانین مورفی 

قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد.مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجودداشته باشه او همون يه راه رو پيدا ميکنه" و اين اولين قانون مورفي بود.در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي درزمره قوانين اصلي قرار گرفتند .
حالا قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن:
-  اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظرحتما در ته قرار دارد.
-   هيچ کاري آن طور که به نظر مي رسد ساده نيست.
-    وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راهمي افتد.
-   هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت ميبرد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر
برسد که در آن صورت سه برابر وقت ميگيرد.
-   هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن.
-   اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تريپيدا مي شود و کارت را خراب مي کند.
-   در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلطانجام دادن آن نود درصد است.
-  وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر ازموعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند.
-  اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را ازقلم انداخته اي .
-   احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد.
-   هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي.
-   اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آبيا دستگاه زباله خرد کن(آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.
-  مادر هميشه راه بهتري براي انجام کارتان پيشنهاد مي کند البته بعداز اينکه کار را به سختي انجام
داده باشيد.
-   هر چه بيشتر سعي کنيد چيزي را از مادرتان پنهان کنيد او بيشتربه وب کم شبيه مي شود.
-   80% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي.
-    وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مدیریت در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 12:46 |
افزایش بهره وری

+ نوشته شده توسط مدیریت در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 21:40 |
واین هم یک کاریکاتور دانشجویی در رابطه با:

دلایل و انگیزه ی آدم ها برا ی ادامه تحصیل

البته بعضی ها فقط به فکر علم ودانشند.

بعضی ها هم  به خاطر چشم و هم چشمی

خیلی ها هم تحت تأثیر خا نواده اند

فرار از خدمت سر بازی هم از انگیزه ها ی مهم آقایان بوده

شانس همسریابی از انگیزه های مهم ادامه تحصیل بعضی ها است

بعضی ها هم ادامه تحصیل می دهند تا به ثروت برسند

و بعضی ها فقط به فکر خدمت به جا معه اند.

خیلی ها هم، بی خیال این حرف هان

انگيزه شما براى ادامه تحصيل چيست؟

+ نوشته شده توسط مدیریت در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 19:43 |

زنگ تفریح:

به فارسه ميگن اصول دين رو نام ببر ميگه توحيد/نبوت/امامت/ونک/رسالت

+ نوشته شده توسط مدیریت در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 16:51 |

وقتی سهراب پیام نوری بود !!!

 اهل دانشگاهم

روزگارم خوش نیست

ژتونی دارم ٬ خرده عقلی

سر سوزن شوقی

اهل دانشگاهم

پیشه ام گپ زدن است                                                    

سرگرمیم وبلاگ زدن است

من در اینجا 

سیاه می کنم خانه ها را

تا بسپارند به ماشین

تا به یک نمره ناقابل بیست

که در آن زندانیست

دلمان زنده شود

                                          چه خیالی چه خیالی می دانم

گپ زدن بیهودست

استاد از من پرسید :

چقدر نمره ز من می خواهی ؟؟

من به او گفتم : میان ترم !!

من از او پرسیدم دل خوش سیری چند ؟؟؟

                                               اهل دانشگاهم

قبله ام در راه دور

جانمازم کتاب قطور

مشق از پنجره ها می گیرم

درس هایم را وقتی می خوانم

که خروس میکشد خمیازه

مرغ و ماهی خواب است

خوب یادم هست

مدرسه باغ آزادی بود

درس بی کرنش می خواندیم

تا معلم پارازیت می انداخت

همه غش می کردیم

کلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت !!!

درس خواندن آنروز مثل یک بازی بود

                                               کم کمک دور شدم از آنجا

بار خود را بستم رفتم به دانشگاه

من گدایی دیدم در آخر ترم

در به در می گشت

یک نمره قبولی می خواست

من کسی را دیدم

از دیدن یک نمره ده

دم دانشگاه پشتک می زد

شاعری دیدم هنگام خطابه

به خرچنگ می گفت ستاره

و اسید نیتریک را جای می مینوشید

همه جا پیدا بود

همه جا را دیدم

همه کس را دیدم

بارش اشک از نمره تک

جنگ آموزش با دانشجو

ثبت نام از راه دور

مهندسی از راه دور

نمره هم از راه دور

                                                 همه و همه دور

حذف یک درس به فرماندهی کامپیوتر

فتح یک ترم به دست تقدیر

قتل یک لبخند در آخر ترم

همه را من دیدم

من نمی خندم اگر دوست من می افتد

من نمی خندم اگر شهریه ها را دو سه برابر بکنند

من نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

من در این دانشگاه در سراشیب کسالت هستم

خوب می دانم آن چیز که به جایی نرسد البته فریاد است

خوب می دانم :

استاد کی می آید

او نمی آید او نمی خواهد که بیاید

برگه حذف کجاست ؟

ما می دانیم اگر سلف نباشد

                                         همگی می میریم

و اگر حذف نباشد                      همگی مشروطیم !!!

...................................

نپرسیم که در قمه چرا گوشت نبود ؟

کار ما نیست شناسایی مسئول غذا

کار ما نیست شناسایی بی نظمی ها

کار ما شاید این نیست که :

لب فرو بندیم و دم نزنیم !!!        

                                               http://www.industrialpnu.blogfa.com

+ نوشته شده توسط مدیریت در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 18:10 |
 دانشجو هاي کشور ها       (طنز) 

ژاپن: بشدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات ميسازد!

مصر: درس مي خواند و هر از گا هي بر عليه حسني مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي کند. سپس ماجراهاي عاشقانه واکشني(ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آندو با هم عروسي مي کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!

عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد ودرصورت زنده ماندن درس مي خواند! 

چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!

اسرائيل: بيشتر واحدهايي که او پاس کرده، عملي است او دوره کامل آموزشهاي رزمي و کماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاد دان به دنيا مي آيد! (مرگ بر ا س ر ا ئـ ى ل )

گينه: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا 

به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند! 

کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري امريکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس مي خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به  عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد!

اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس؛ چند نفر از قبيله توتسي را مي کشد!

انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان  دوره کواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم بايد باسواد باشد درس مي خوانند! 

 

"رسيديم به قسمت جالبش"

ايران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومي چرت مي زند و سر کلاس اختصاصي جزوه مي نويسد! سياسي نيست ولي سياسي ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام کشورهاي بالا را دنبال مي کند! عاشق عبارت «خسته نباشيد» است، البته نيم ساعت مانده به آخر کلاس هر روز دوپرس  از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد وبيراه ميگويد! او سه سوته عاشق مي شود! اگر با اولي ازدواج کرد که کرد، والاسيکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار مي شود! جزء قشرفرهيخته جامعه محسوب مي شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائيل مي دهند ولي خانه  به دانشجوي پسر نمي دهند! ؛(فهميدين به منم بگين)  او چت مي کند! خيابان متر مي کندودر يک کلام عشق و حال مي کند!همه کار و همه چيز را ميکند جز اينکه درس بخونه نسل دانشجوي ايراني درسخوان در خطر انقراض است!از من ميشنوين بي خيال دانشگاه بشين بهتره (تفريحات بهتر و کم دردسرتر هست)

خود داني.......................

+ نوشته شده توسط مدیریت در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 14:21 |

                                    

شيوه مدرن!!! زاغکي روي درختي نشسته بود و چيز برگر مي خورد ! روبهي آمد و گفت : ايول ، چه بالي ، چه دمي ، عجب تريپ سياه خفني ، مشکي رنگ عشقه ، يک آواز بخوان حال کنيم ! زاغک ساندويچش را زد زير بغلش و گفت : برو بچه من خودم کلاس پنجمم

+ نوشته شده توسط مدیریت در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 14:20 |

يک نکته ی جالب:                                   طنز

يادم می آد ترم قبل سر کلاس استاد حسن آبادی درس مديريت مهندسی  بوديم، ايشون مابين درس دادن اشاره کردند به تلّه خاکی که تو حياط بود و گفتند اين خاک با ارزش است از فروشش می شه سرمايه ای به دست آورد.

نکته ی جالب لينجاست که در تاريخ 3/8 در برنامه ی در شهر اعلام کردند که قسمتی از خاک ورامين به سرقت رفته!!!!!!

+ نوشته شده توسط مدیریت در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 14:19 |