آیا واقعا( ما هستیم ) ؟!
ببخشید که این سوال را میپرسم : آیا اخیرا از دستشویی های عمومی استفاده کر ده اید ؟ اگر پاسخ شما مثبت است احتمالا عبارت (ماهستیم) را بر روی در ودیوار آنها دیده اید ‘ ممکن است این عبارت را در بین جملات زنده بادو مرده باد و یا جملات غیر اخلاقی دیگری دیده باشید که به خوبی نشان دهنده مشرب فکری نویسندگان آن میباشد .
شکل به روز تر این عبارت (ما هستیم رای نه)میباشد که حتی بر روی در ودیوار سطح شهر هم نوشته شده‘وقتی بیشتر دراین مورد تحقیق میکنیم می فهمیم که این جمله نام وشعار یک گروه سیاسی آنور آبی به نام (جنبش ملی ما هستیم)است که در چند سال اخیر تبلیغات گسترده یی را در تمام نقاط کشور برای رسیدن به اهداف سیاسی خود دنبال کرده وبا نزدیک شدن به دوراهی انتخابات ریاست جمهوری بر آتش این تنور با هیزم تحریم انتخابات افزوده است.
این گروه ظاهرا بیشتر فعالیت خود را بر روی آندسته از طبقه کم درآمد جامعه که متاسفانه بسیار زود باور بوده وتعدادشان هم در جامعه ما کم نیست متمرکز کرده ومهمترین آنها فرا خوان عمومی برای تجمع در مقابل نانوایی های سراسر کشور وسردادن شعار (ما نان میخواهیم)در تاریخهای معینی است.
گویی طرفداران این گروه پس از تظاهراتی آتشین وبه کف آوردن نانهایی گرم وتازه (که البته حق مسلم آنهاست)ونوش جان کردن آن برای ادامه تبلیغات این جنبش پربرکت والبته قضای حاجت به دستشویی ها مراجعه میکنند.
شاید حامیان حقوق بشر بگویند که خوب آنها هم انسان هستند ونیاز به خوردو خوراک دارندوحق دارند در مقابل نانوایی هایی که نانرا ازآنها دریغ کرده اند بایستند.اما آیا تمام نیازهای یک انسان در حوالی شکم او محدود میشود که شما آنها را مشغول مارپیچ روده هایشان میکنید؟ آیا مردم ما آنقدر گرسنه هستند که شما از آنسوی دنیا نگران شکمهایشان هستید؟
متاسفانه عینکی که این گروه با آن به جامعه ما نگاه میکنند مارک سازمانهای جاسوسی خارجی مثل سیا را دارد وتبلیغات آنها را سایتهایی بر عهده دارند که لینکهای غیر اخلاقی وشیطان پرستی را در خود جای داده اند (وبلاگ جنبش ملی ما هستیم) یا با صدای رادیو و تلوزیون هایی نظیر رادیو فردا که حامیان و گردانندگان آنها معلوم الحالند پخش میشود.آنها که تبلیغات اینتر نتی گسترده یی برای گروه خود میکنند گمان کرده اند که مخاطبانشان به رغم دستیابی به اینترنت از خوردن نان محروم اند؟آنها که شعار ما هستیم سر میدهند خودشان کجا هستند؟
درست در زمانیکه جنبش انتخابات در جامعه ما حرکتی به سمت بهبود شرایط ایجاد کرده آنها با شعار تحریم انتخابات سعی در فروکش کردن این تکاپوی مردمی ودلسرد کردن مردم نسبت به آینده خود دارند (بگذریم از این که همین کاندیداها چقدر در دلسرد کردن مردم نقش دارند)!
دقت در اهداف این گروههای سیاسی روشن میکند که امثال جنبش به اصطلاح ملی ما هستیم با اصل موضوع حضور مردم برای انتخاباتی آزادانه مخالف اند چه این که این حضور رافقط در راستا ی اهداف خود تاب می آورندوانتخابی دیکته شده یعنی بازگشت حکومت دیکتاتوری و کهنه سلطنتی راتنها انتخاب موجود برای ما میدانند.
شناخت مشرب فکری وسیاسی این گروه میتواند برای پی بردن به اهداف آنها مفید باشد. سابقه رهبران این گروه نشان میدهد که سالهاست با حامین غربی وشرقی خود برای بازگشت به ایران وایجاد حکومتی به اصطلاح مردمی وبه واقع دست نشانده همکاری می کنند‘ همانهایی درسالهای جنگ در جبهه دشمن قرار گرفته وبرای بازگشت به آغوش (ایران بانو مادر خود)حاضر بودند از روی اجساد هموطنان خود عبور کنند.
و همانگونه که در face book خود مینویسند : با این امید سی سال فریاد زده ایم که بربال پرنده آزادی به خانه پدری باز گردیم(علیرضا نوری زاده). زمانیکه در قبال مسائلی که میتواند برای هر ایرانی استقلال و افتخار بیاورد ‘آنها هموطنان خویش را متهم میکنند که(با طعم شیرین هویج بیگانه اند وهمچنان از پیروان منطق چماقند) (وبلاگ نامبرده : پنجره یی رو به خانه پدری).
اینان هر کدام از ماهواره های میلیاردی کشور مطبوع خود را خدایان قدرت میدانند ولی ماهواره کوچک امید مارادود کردن ثروت مردم مفلوک(همان) همان مردم مفلوکی که باید به جرم نماز خواندن در حسینیه ها کشته شوند تا کشور آزاد شود‘ اما اعدام دانشجویان روشنفکر قاتل آنها را اعدام دموکراسی میخوانند (همان).وحتی حادثه زلزله بم را ضربه یی به رژیم دانسته و از آن ابراز خوشحالی میکنند.
آری رهبران این گروه با کشیدن تیغ پان ایرانیسم تمام اعتقادات اگر نگوییم مذهبی ‘ (هنجاری واحساسی) جامعه ما را سر میبرند. اما چراوقتی مصدق را چون اسطوره یی بزرگ کرده و می پرستند وبه سرنوشت غم انگیز دولت وطن پرست اوغصه میخورند (همان) از مسبب نابودی این دولت ملی یعنی اعلی حضرت نام نمیبرند؟
روسای این گروه به هر هوادار خود از هر گوشه ایران وعده حمایت از استقلال میدهند تا شاید حمایتی برای وجود نا مشروع خویش دست وپا کنند ‘ بی آنکه بدانند جدایی وتجزیه بهترین راه برای نابودی ایران است نه شکوه آن. آیا مثلابرای آن هوادار شیرازی خود به عنوان یک ایرانی حقی از آذربایجان قائل نیستند که اینگونه بر ساز جدایی این تکه عزیز از خاک ایران چنگ میزنند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی سعید زاده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت
13:14 |